سلام ! این آپم راجب ایرانه! بخونید نظر بدید!
یاد دارم پدرم گفت مرا
بعد من پاسبان وطنت باش همین!
گفت از خشم و دروغ و نیرنگ
جز بد اقبالی نیاید بر سر این سرزمین
یاد دارم ! هنوزم هست روی بیستون
سرزمین ما بسی بد خواه دارد در کمین
گفت : فرزندان من با هم شوید
تا نگردد مادری هرگز غمین
نیست امروز!
حیف نیست!
تا ببیند گرگهای رذل و بد ذات و کثیف
با دروغ و صد هزاران رنگ و نیرنگ و فریب
زمام سرزمین از وارثینش پس گرفتند
به جای عشق نفرت را به آنها هدیه کردند
همان وقتی که غیرت را از آنها می گرفتند!
همه با هم بد و با هم سر جنگ
همان چیزی که فکرش را نمی کرد!
ز فرزندانش آزادی گرفتند!
جلوی هر شعار و اعتراضی
نه فریادی نه جیغی نه صدایی از سر خشم
تمام عشق ایران را گرفتند!
نیست دیگر تا ببیند با گلوله!
"ندا"ی صلح و پاکی را گرفتند!
به ضرب چوب و باتوم و گلوله
جلوی خشم مردم را گرفتند!
هنوزم جای شکر باقیست!
هنوز امید زنده ست هنوز امیدمان را نگرفتند!